تبليغاتX
حامیان رئیس جمهور محبوب محمود احمدی نژاد
استان سیستان وبلوچستان
بنام ایزد منان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 10:43  توسط دل | 
رييس جمهوري در جمع خانواده شهدا و ايثارگران كرمانشاه:

 ايستادگي بر اصول و حركت در مسير مستقيم الهي تنها راه افشاي جبهه نفاق است

به گزارش کرد پرس ، به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري، دكتر محمود احمدي‌نژاد عصر دیروز چهارشنبه در ديدار خانواده شهدا و ايثارگران كرمانشاه با بيان اينكه جبهه نقاق در طول تاريخ موجب سستي، ترديد و انحراف در جبهه حق و ملتها شده است،‌اظهار داشت: ملت ها و اقوام گوناگون هيچ مشكلي با يكديگر ندارند اما آنچه انحراف و تفرقه ايجاد مي‌كند و براي بشريت خطر محسوب مي‌شود وجود خط نفاق است.

رييس‌جمهوري خاطر نشان كرد: امروز كساني كه در ذات خود ديكتاتور هستند و براي جان و مال و كرامت انسان‌ها ارزشي قائل نيستند و عده‌اي كه جز خيانت به ملت‌ها كاري از دستشان ساخته نيست، پرچم آزادي دفاع از حقوق بشر و كمك به ملت‌ها را بلند كردند.

وي افزود: با ايستادگي ملت ايران چهره منافقين افشا شده است.

احمدي‌نژاد با اشاره به جنايات صهيونيست‌ها و كشتن زنان و كودكان بي‌گناه اظهار داشت: در حالي كه مردم بي‌گناه در غزه قتل عامل مي‌شدند مدعيان دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريكا خودشان را به بازي‌هاي داخلي سرگرم كردند و خيال مي‌كنند مي‌توانند ملت‌هاي دنيا را فريب دهند اما برخلاف اين تصور ملت‌ها بيدار هستند.

رييس‌جمهوري در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به جايگاه ويژه خانواده شهدا و ايثارگران در نزد ملت ايران خاطر نشان كرد: مردم ايران در نسل‌ها و عصرها خود را مديون ايثارگران و خانواده جانبازان و آزادگان مي‌دانند و مسؤولين كشور با افتخار اعلام مي‌كنند كه خادم اين جامعه هستند.

وي با بيان اينكه پدران و مادران و همه بستگان شهدا از بهترين و مومن‌ترين انسان هاي روي زمين هستند، اظهار داشت كه تك تك آنها نمونه و برجسته بوده و در باز كردن راه نجات سرافرازي و عزت در برابر بشريت امروز نقش‌آفريني دارند.

رييس‌جمهوري تجليل از جند پدر و مادر شهيد را حركت نمادين براي عرض ارادت ملت ايران به ساحت شهيدان معظم آنان دانست و گفت: از نگاه ما خانواده همه شهدا نمونه، برجسته و عزيز هستند.

دكتر احمدي‌نژاد خاطر نشان كرد: شهدا و ايثارگران استان كرمانشاه در خط مقدم و در صدر فهرست بلند نام‌آوران انقلاب اسلامي قرار دارند.

وي در ادامه با اشاره به ايام دهه فجر و پيروزي ملت ايران اظهار داشت: گر چه خواستگاه انقلاب اسلامي سرزمين نوراني ايران است اما افق و دايره انقلاب اسلامي به مرزهاي جغرافيايي ايران محدود نشده است انقلاب اسلامي سرآغاز فصل نويني در زندگي بشريت امروز است.

رييس‌جمهوري با بيان اينكه پيروزي انقلاب اسلامي مسير تاريخ بشريت را تغيير داد گفت: انقلاب اسلامي نگاه بشريت را به جهان، زندگي، اخلاق و دين‌مداري عوض كرد و راه انسان‌ها را از سقوط به دره‌هاي خودخواهي و ذلت‌پذيري به راه عزت عدالت و خداپرستي تغيير داد.

وي اضافه كرد: اگر امروز همه فاسدهاي عالم با ملت ايران مخالفت مي‌كنند به خاطر اين است كه حركت مردم ايران و شهدا و ايثارگران شور عظيمي در قلوب بشريت امروز به وجود آورده است.

رييس‌جمهور خاطر نشان كرد: اگر چه ملت ايران روزگاري در اوج مظلوميت و با دستان خالي در برابر همه جبهه كفر و نفاق و عالم ايستاد و فشارها را تحمل كرد اما امروز نام و ياد و راه ملت ايران و شهدا زمزمه آزادگان و عدالت‌خواهان عالم است.

دكتر احمدي‌نژاد اضافه كرد: امروز موج بيداري عظيمي در بشريت ايجاد شده و قدرت‌هاي استكباري را حتي در خانه خودشان تحت فشار قرار داده است و در مقابل نگاه همه جهانيان به ملت ايران نگاهي پر از افتخار و دلدادگي است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:42  توسط دل | 

بنام خدا

حمایت خودجوش ازاحمدی نژاد

 

حامیان دکتر احمدی نژاد در اسفراین

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 8:25  توسط دل | 

بنام خدا

سایت موسوی: احمدی‌نژاد در همه نظرسنجی‌ها بالاترین رأی را دارد
مسئول تبلیغات موسوی: نظرسازی نکنید رأی موسوی 2 برابر است

سایت قلم‌نیوز ارگان اینترنتی حامی موسوی در نوشته‌ای به قلم یک استاد دانشگاه ضمن تشکیک در نتایج نظرسنجی منتشر شده در تاریخ 26 فروردین رجانیوز اذعان کرد که در همه نظرسنجی‌های انجام شده در کشور در 2 ماه گذشته آقای احمدی‌نژاد بیشترین رأی را داشته‌اند.

 گزارش رجانیوز، پس از درج این مطلب، مسئول کمیته تبلیغات و رسانه موسوی در گفت‌وگو با همین سایت که توسط خود او اداره می‌شود، گفت: دیگر کسی فریب نظرسازی ها را نخواهد خورد. اطلاعات دقیق ما حاکی از رشد چشمگیر و شتابان مهندس موسوی است به گونه‌ای که احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم حداقل است.

این سایت ابتدا در مطلبی با عنوان "نظرسنجی و نظرسازی" نوشت: «این درست است که در همه نظرسنجی‌های انجام شده در کشور در 2 ماه گذشته آقای احمدی‌نژاد بیشترین رأی را داشته‌اند، اما نادرستی در جای دیگری است. بالاترین برآورد برای آراء آقای احمدی‌نژاد در سطح ملی، نزدیک به 50 درصد است. در ضمن تمامی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند رأی میرحسین موسوی در دهه سوم فروردین به بیش از 8 برابر رأی مهدی کروبی رسیده است.»

اما پس از انتشار این مطلب، مسئول کمیته رسانه و تبلیغات ستاد میر حسین موسوی گفت: دیگر کسی فریب نظرسازی ها را نخواهد خورد. در یک روند طبیعی شکست احمدی نژاد قطعی است و موسوی پیروز قاطع دور اول این انتخابات خواهد بود. شما نظر می سازید و امید بی حاصل می دهید. چه بخواهید چه نخواهید موسوی در دلهای مردم شهر و روستا خانه کرده است. نظرسازی های ساختگی اخیر یادآور نظرسازی های سال 76 علیه خاتمی ست.

ابوالفضل فاتح بورسیه جهاد دانشگاهی که به صورت غیرقانونی در ستاد موسوی فعالیت می‌کند و مسئولین جهاد دانشگاهی نیز نیز درخصوص این مسئله اقدامی نمی‌کنند، در گفت‌وگو با سایت تحت مدیریت خود، از نظرسنجی‌های اخیر که حاکی از فاصله زیاد احمدی‌نژاد با موسوی را نشان می‌دهد به موج نظرسازی تعبیر کرد و گفت: دیگر کسی فریب نظرسازی‌ها را نخواهد خورد. آنها می خواهند به حامیان خود امید بدهند ولی به خواست خدا حاصلی نخواهد داشت. اطلاعات دقیق ما حاکی از رشد چشمگیر و شتابان مهندس موسوی است به گونه‌ای که احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم حداقل است.

فاتح ادامه داد: در یک روند طبیعی و با ادامه وضع موجود شکست احمدی‌نژاد قطعی است و موسوی پیروز قاطع دور اول این انتخابات خواهد بود. به طور مثال، در حالی که پیش از اعلام حضور مهندس شناخت نسل جوان از موسوی را بسیار اندک می‌دانستند.

وی در یک پیش‌بینی عجیب اظهار داشت: در حال حاضر رأی ایشان نسبت به احمدی‌نژاد تنها در این قشر دو به یک است، نظرسازی‌های ساختگی اخیر نظرسازی‌های سال 76 علیه خاتمی را تداعی می‌کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 7:41  توسط دل | 

بسم الله الرحمن الرحیم

ثانيه‌اي را در خدمت‌رساني به مردم فروگذار نمی‌كنیم

عصر روز جمعه دکتر محمود احمدی‌نژاد به همراه نزدیک‌ترین یارانش به محل ستاد انتخابات وزارت کشور رفت تا برای دهمین دوره انتخابات ثبت‌نام کند.

به گزارش رجانیوز، در حالی که غلامحسین الهام، اسفندیار رحیم‌مشایی، علی سعیدلو، مهدی کلهر، سید مجتبی ثمره‌هاشمی و عبدالرضا شیخ‌الاسلامی، دکتر احمدی‌نژاد را در ثبت‌نام همراهی می‌کردند، وی پس از ثبت‌نام به سالن 600 نفره محل استقرار خبرنگاران آمد و در سخنان کوتاهی کلید فعالیت‌های انتخاباتی‌اش را با توصیه به اخلاق انتخاباتی زد.

احمدی‌نژاد ضمن تأکید بر پرهیز از تخریب دیگران به ویژه از طرف حامیانش، درخصوص فعالیت ستاد انتخاباتی‌اش هم تأکید کرد چنین ستادی که با مدیریت او اداره شود، وجود ندارد و کسی هم اگر قصد دارد برای تبلیغ او هزینه‌ای کند، آن را برای محرومین هزینه کند.

بنا بر این گزارش، رئيس جمهور كشورمان در ادامه سخنان خود گفت: انتخابات متعلق به همه ملت است و وقتي رهبري عزيز در اول فرودين با اعلام اينكه فقط يك رأي دارم فضاي زيبايي را ترسيم مي‌كند كه همه بتوانند توانمندي، انديشه و ابتكار عمل خود را به صحنه بياورند و باورم اين است كه همه بايد تلاش كنيم كه انتخابات بهترين باشد.

احمدي‌نژاد ادامه داد: بنده به عنوان خادم ملت مثل بقيه فقط يك رأي دارم و بايد تمام توانم را به كار بگيريم تا بهترين انتخابات برگزار بشود و در اين ميان لازم است چند نكته مهم را بيان كنم اول اينكه از طرف خودم هيچ ستاد تبليغاتي ندارم و ستادي كه با مديريت بنده برپا شود وجود ندارد و وظيفه من اعلام آمادگي براي خدمت است و البته هيچ منابع مالي هم براي تبليغات ندارم و اگر داشتم هم ضرورتي نمي‌ديديم كه هزينه‌اي شود اما عده‌اي به صورت داوطلب و مردمي به دنبال برنامه‌‌اي براي ستاد تبليغاتي هستند كه با تشكر از همه آن عزيزان كه مصمم هستند در مسير انتخاب بهتر و انتخابات بهتر تلاش كنند چند نكته‌اي را اشاره مي‌كنم.

احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: همه مؤظفيم فضاي انتخابات فضاي شادي و نشاط باشد و كسي حق ندارد به نام بنده به ديگران تعرض كند و هركسي بد كسي را بگويد و در جهت تخريب فضاي سالم و برادري تلاش كند هيچ ارتباطي با بنده ندارد و همه بايد كمال ادب و احترام را رعايت كنيم.
وي گفت: اخلاق انتخاباتي يك اصل است و كساني كه مي‌خواهند بنده را معرفي كنند فقط عملكردها را آنهم در حد واقعيت بيان كنند.

رئيس جمهور تصريح كرد: كسي حق ندارد بزرگنمايي و غلو كند و كسي هم حق ندارد در برابر انتقادات مقاومت كند و عرصه انتخابات بايد عرصه برنامه‌ريزي درست براي آينده باشد و نبايد ستادها براي مردم مزاحمت درست كنند اگر كسي مي‌خواهد براي تبليغ هزينه كند آن را در خدمت به محرومين به كار گيرد و هيچ كس حق گرفتن وجه و يا پولي را به بنام بنده از مردم ندارد.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه احدي حق ندارد از بيت‌المال و امكانات عمومي براي تبليغات استفاده كند و اگر كسي از بيت المال استفاده كرد از ما نيست و محكوم است و جريان انتخابات هيچ تأثيري بر روند كار دولت و خدمتگزاري دولت نخواهد داشت و همكاران در دولت حق ندارند ثانيه‌اي را در خدمت رساني به مردم فروگذار كند و دولت با همان شتاب و سرعت به خدمت خودش به فضل الهي ادامه خواهد داد تا ثانيه‌اي كه مردم مي‌خواهند.

رئيس جمهور بيان كرد: از خداوند مي‌خواهيم كه بهترين سرنوشت و آينده را براي ملت ما و ايران و همه ملت‌ها رقم بزند و انشاالله در آينده نزديك يك كنفرانس خبري كامل با وقت موسعي را خواهيم داشت و انشاالله همه آنهايي كه علاقمند به پرسش هستند پاسخگو خواهم بود.

احمدي‌نژاد از همه خبرنگاران به واسطه روزهاي پركار فعاليت در ستاد انتخابات كشور تقدير كرد و ابراز اميدواري كرد كه اراده ملت ايران منجر به رقم خوردن انتخاباتي مطلوب شود.

رئیس‌جمهور کشورمان در ابتدای سخنان خود نیز اظهار داشت: اظهار داشت: همه امور عالم در دست قدرت الهي است و خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران قدم در راه الهي گذاشته‌اند و با اراده ملي و همبستگي عمومي دست‌اندركار برقراري جامعه نمونه و الگو است، آنچنان كه پيامبر گرامي اسلام (ص) اسوه براي همه است و جامعه ما نيز بايد الگو و اسوه براي همه ملت‌ها باشد.

وي افزود: رسيدن به قله‌هاي پيشرفت نيازمند به پاسخ مثبت به دعوت پيامبر مكرم اسلام(ص) است و امروز ما در راه حركت به سمت قله‌هاي عزت و عظمت هستيم و ملت ايران با مجاهدت و عزم انقلابي خود در مسير عدالت و عدالت‌خواهي، عزت و عزت‌خواهي و پيشرفت و كمال در حال حركت است.

رئيس جهموري تصريح كرد: ملت ايران در عرصه‌هاي گوناگون فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي در حال شكوفايي است و گام‌هاي بلند ملت ايران يكي پس از ديگري با تدبير برداشته مي‌شود و در فرهنگ ملت ايران و در نظام برآمده از اراده ملت ايران خدمت‌رساني و خدمتگزاري به ملت يك سعادت است و خدمت به ملت ايران نه تنها يك افتخار بلكه بالاترين افتخار است.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه امروز ملت ايران پرچمدار عدالت‌خواهي، عزت و كرامت انسانها در سطح جهاني است خاطرنشان كرد: در اين مسير متعالي ملت ايران با شجاعت ايستاده است و بايد خداوند را از همبستگي بي‌نظير و وحدت مثال‌زدني و آرمانخواهي ملت ايران سپاسگزار بود.

رئيس جمهور عنوان كرد: در جمهوري اسلامي ايران انتخابات حق مردم و يك امر اصيل است و بدون مشاركت و نظارت مستمر همه آحاد مردم امكان تحقق آرمانها و هدف‌ها وجود ندارد.

احمدي‌نژاد با اشاره به اينكه هر انتخاباتي بايد نقطه شروع حركتي جديد و سكوي پرشي به قله‌هاي بلندتر و آغازي دوباره براي ملت باشد تصريح كرد: اصل حركت براي مردم و خدمت به مردم است و انتخابات صحنه حضور ملت، جوشش اراده‌ها و برپا داشتن شرايط و حركتي نوين است و انتخابات بايد مقوم دوستي‌ها و برادري‌ها باشد و زمينه را براي همبستگي ملي و حركت سريع‌تر به سوي كمال فراهم كند.

وي انتخابات را يك ميثاق عمومي براي پافشردن بر هدف و حركت دسته‌جمعي براي تحقق هدفها دانست و خاطرنشان كرد: در ايران انتخابات يك امر اصيل است و هر انتخابات بايد يك گام و يك سكو ما را به سوي هدفها نزديك‌تر كند.

رئيس جمهور عنوان كرد: فضاي انتخابات بايد فضاي نشاط، شور و انديشه و مملو از پاكي‌ها و صداقت‌ها باشد و انتخابات رياست جمهوري دهم در راه است و در آن بايد همه داشته‌هاي ملت به صحنه بيايد چرا كه سرنوشت چهار سال آينده كشور رقم خواهد خورد و براي تحقق آن نيازمند فضاي منصفانه و برادري است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 7:41  توسط دل | 

بنام خدا

انقلابى ماندن مهم است نه سابقه انقلابى داشتن

سرلشکر محمدعلی جعفری شبهه افکنی های فرهنگی و اجتماعی و بازی های سیاسی را نمونه ای از شیطنت های جدید دشمنان علیه ایران دانست.
فرمانده کل سپاه روز دوشنبه در جمع بسیجیان استان قزوین با اشاره به تهدیدات مختلف دشمنان علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی، خاطر نشان کرد: امروز تهدیدات دشمنان شکل جدیدی به خود گرفته و با خروج از بعد نظامی وارد مباحث فرهنگی و اجتماعی شده است.

به گزارش ایرنا، وی شبهه افکنی های فرهنگی و اجتماعی و بازی های سیاسی را نمونه ای از شیطنت های جدید دشمنان علیه ایران دانست.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: در این راه، مردم کشور همواره یار و یاور دلسوزان نظام بوده و در عرصه مقاومت و پایداری و حفظ ارزش های والای انقلاب اسلامی از هیچ تلاشی فروگذار نبوده اند.
وی با اشاره به اثرات دفاع مقدس بر روابط جهان و رشادت های رزمندگان اسلام در  این دوران اظهار داشت: وقتی روابط اجتماعی و سیاسی کشورهای مختلف دنیا مورد مطالعه قرار می گیرد متوجه تاثیرپذیری این روابط از جریان های دفاع مقدس خواهیم شد.
سردار جعفری در ادامه حفظ ارزش های دفاع مقدس و راه شهیدان را مورد تاکید قرار داد و به مسئولان  و نسل جوان کشور توصیه کرد: در انجام کارها با تاسی گرفتن از سیره شهیدان گام بردارند.
وی به اقدامات آمریکا در منطقه خاورمیانه اشاره کرد و گفت: این کشور غاصب بیش از 70 درصد توان نظامی خود را قریب به هفت سال است که در اطراف ایران  مستقر کرده است.
فرمانده کل سپاه پاسداران افزود: این امر با هدف حمله نظامی به ایران و تغییر نظام مقدس جمهوری اسلامی شکل گرفته اما هیچ غلطی از این جرثومه پلید تاکنون صورت نگرفته است.
وی بیان داشت: ایران در اوج قدرت و در زمانی که به خیال ابرقدرت های جهان در تهدید به سر می برد  پیشرفت ها و موفقیت های بسیاری را کسب کرد.
وی مهمترین موفقیت کشور را دستیابی به چرخه سوخت هسته ای عنوان کرد و بیان داشت: این موفقیت بزرگ به سبب ایستادگی قاطع در مقابل خواسته نامشروع کشورهای غربی به دست آمد.
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جهاد امروز را در جبهه های فرهنگی و سیاسی دانست و خاطر نشان کردبرخی از افراد فکر می کنند در راه خدا مبارزه کردن تنها با پوشیدن لباس رزم و گرفتن اسلحه در دست محقق می شود.
وی جهاد در راه خداوند را تمام نشدنی عنوان کرد و افزود: انقلاب اسلامی همواره نیاز به مجاهدت و از خودگذشتگی ایثارگران دارد.
سردار جعفری با اشاره به همراهی برخی از افراد در داخل کشور با دشمنان همیشگی نظام مقدس جمهوری اسلامی تصریح کرد: چهره های این افراد پنهان شدنی نیست و دست آنها برای مردم رو شده است.
وی آنها را به دشمنان داخلی کشور تشبیه کرد و افزود: این عمل تنها خفت و خواری هرچه بیشتر دشمنان را در پی داشته است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 7:36  توسط دل | 

بنام خدا

كسي آمد و گفت فلان شركت را به من بدهيد، نداديم، رفت گفت فلاني اقتصاد نمي فهمد! اگر منظور از فهميدن اقتصاد اين است كه ...

احمدی انتخابات کاندیدا میر حسین موسوی کروبی

بالاخره دفتر رئيس جمهور به قول خود عمل كرد و برنامه نشست رئيس جمهور با فعالان دانشجويي را ترتيب داد تا دكتر احمدي نژاد در فضايي كه صميميت ، صداقت و روح و حرارت انقلابي در آن موج مي زد به تشريح جزئيات قبل و بعد از حماسه ژنو بپردازد

به گزارش خبرنگار کلمه نیوز پس از برگزاري نشست مبارزه با تبعيض نژادي در ژنو كه به دوربان2 معروف شد و متعاقب پيروزي ايران اسلامي و مسلمانان جهان و شكست فضاحت بار صهيونيزم و حاميانش كه نمايشي تحسين برانگيز از شجاعت، ذكاوت، هوشمندي و درايت رئيس جمهور ايران بود ، فعالان دانشجويي ، با وجود درخواست دفتر رئيس جمهور مبني بر پرهيز از حضور در فرودگاه براي استقبال از دكتر احمدي نژاد ، به صورت خودجوش به پيشواز حماسه ساز ژنو رفتند . در آن شب تاريخي به دليل محدوديت هاي موجود، پس از سخنان كوتاه دكتر احمدي نژاد در جمع دانشجويان، دفتر رئيس جمهور قول داد كه بزودي برنامه اي براي نشست مفصل با دكتر احمدي نژاد و بيان ابعاد مختلف اين رويداد بزرگ تدارك ببيند و آن نشست ديشب برگزار شد و تا ساعت 24 به درازا كشيد .
در اين جلسه پرشور كه بارها با تكبير و صلوات دانشجويان به وجد آمده از كلام و ادبيات جذاب احمدي نژاد همراه بود، موارد بسيار مطرح شد كه خبر كامل و رسمي آن توسط روابط عمومي نهاد رياست جمهوري تنظيم و منتشر خواهد شد. آنچه مي خوانيد برخي نكات و حاشيه هاي اين نشست است:
*
جلسه قرار بود با حضور حداكثر 300 نفر از دانشجويان در سالن نهاد رياست جمهوري برگزار شود كه با اطلاع رساني دانشجويان به يكديگر، جمعيتي حدود سه برابر ميزان پيش بيني شده آمده بودند كه مسئولان را وادار كرد براي پاسخگويي به خواست دانشجويان محل برگزاري را به مسجد نهاد منتقل كنند كه دكتر عبدالرضا شيخ الاسلام، رئيس دفتر رئيس جمهور در ابتدا گزارشي دراين خصوص ارائه كرد.
*
احمدي نژاد در ابتداي سخنان خود به دو موضوع اساسي پرداخت، نخست آن كه تاكيد كرد هركاري كه انجام مي دهيم بايد براي خدا باشد وگرنه هيچ حاصلي جز شقاوت نخواهد داشت. موضوع دوم ضرورت شناخت امام در هر عصر و زمان و تشريح ابعاد اين حقيقت هستي بود.
رئيس جمهور با اشاره به اتفاقات دانشگاه كلمبيا و رويداد ژنو، گفت: ما در اين دولت مديريت امام را لمس مي كنيم كه البته قطعا در دولت هاي قبل هم چنين بوده است.
*
احمدي نژاد با انتقاد از كساني كه سخن گفتن از اما زمان(عج) را با برچسب يك انجمن محدود و ممنوع كرده اند، گفت: انجمني به نام امام زمان(عج) درست كرده اند تا اسمي از امام زمان برده نشود و فضايي ساخته اند كه خيلي ها حرفي از امام نمي زنند.
*
رئيس جمهور با اشاره به حضور خود نيويورك براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل گفت: در مدت حضور در نيويورك، خانم خبرنگاري در مصاحبه اي از من پرسيد: شما كه مدعي هستيد در ايران تمامي اديان و مذاهب آن آزادي دارند، چرا به بهائيان اجازه فعاليت نمي دهيد؟ در جواب ايشان گفتم: مي شود بفرماييد اسم پيامبرشان چيست؟
*
حزبي كه براي انجام تكليف الهي درست شده باشد خوب است، اما حزبي كه براي كسب قدرت تشكيل شود خوب نيست. مي گويند: وقتي شما دموكراسي را پذيرفته ايد بايد لوازم آن را مانند حزب و تحزب را نيز بپذيريد، مي پرسيم: آيا اگر انرژي اتمي را بپذيريم بايد بمب اتم را هم بپذيرم؟!
*
نه اين كه خوشمان بيايد اما عادت كرده ايم روزي حداقل 40 فحش بشنويم، روزي كه فحش ها كم مي شود به خودم مي گويم احتمالا امروز كار مثبت كم كرده ايم كه از فحش خبري نيست.
*
يكي آمد و گفت فلاني آدم خوب و انقلابي است.گفتم قبول ندارم، مگر مي شود كسي مال انقلاب باشد اما به تخلفات صحه بگذارد.
*
كسي آمد و گفت فلان شركت را به من بدهيد، نداديم، رفت گفت فلاني اقتصاد نمي فهمد! اگر منظور از فهميدن اقتصاد اين است كه اموال عمومي را بدهم اين و آن بخورند من افتخار مي كنم كه اين اقتصاد را نمي فهمم.
*
ماجراي ژنو هنوز موضوع سياسي روز اروپاست و ما فهميديم موشكي كه رفته حالا حالاها مي رود و موانع را سر راه بر مي دارد.
*
صهيونيست ها 60 سال عادت كرده اند كه زبان شان 12 متر و گوش هايشان اندازه يك نخود باشد. اما وقت آن است كه زبان شان قيچي و گوششان هم دراز شود.
*
صهيونيست ها مي خواستند بي سر و صدا در نشست ژنو، بيانيه دوربان آفريقاي جنوبي را كه در آن رژيم صهيونيستي به صراحت نژاد پرست خوانده شده بود، اصلاح كنند. آن قدر دقيق كار كرده بودند كه حتي وزارت امور خارجه ما هم چنين برداشت كرده بود اتفاق مهمي قرار نيست كه در ژنو رخ بدهد و دعوتنامه دبيركل سازمان ملل را به من نرسانده بودند.
وقتي تصميم گرفتم بروم تحليل هاي مختلف براي منصرف كردن من شروع شد، به طوري كه حتي تا پاي هواپيما هم آمدند و گفتند واقعا شما مي خواهيد در اين نشست كه در آن هيچ يك از سران كشورها حضور ندارند برويد؟ آنجا براي توهين و خراب كردن شما برنامه ريزي كرده اند و... . وقتي اين حرفها گفته مي شد مصمم تر مي شدم.
*
رئيس جمهور سوييس در مراسم شام و گفت و گو كه حدود 3 ساعت طول كشيد، اعلام كرد ما هم در بسياري از مواضع با شما هم عقيده ايم اما مارا بيچاره كرده اند. الان هم كه بحران اقتصاد جهاني پيش آمده دست در جيب ما كرده اند و براي رفع مشكلاتشان از جيب ما بر مي دارند. در بحران اخير بيش از 400 ميليارد دلار از كشورهاي عربي گرفته اند.
*
صهيونيست ها براي تخريب ما در ژنو برنامه ريزي وسيعي كرده بودند كه با ورود ما به سالن اجلاس و كف زدن و تشويق حاضران، برنامه هايشان به هم ريخت.
*
رويداد ژنو به نظر من مراسمي بود كه براي دفن ليبرال دموكراسي تدارك ديده شده بود. آنها به پيامبران و مقدسات توهين مي كنند و با يادآوري آزادي بيان مي گويند تحمل كنيد، اما وقتي ما جنايات صهيونيزم را بيان مي كنيم تحمل نمي كنند و از سالن بيرون مي روند.
*
افكار عمومي جهان با ما هم عقيده هستند، هم اكنون موجي در دنيا ايجاد شده كه بسيار قدرتمند است و به فضل الهي اين موج به زودي بساط استكبار را از جهان برخواهد چيد. وقتي سخن از فراگيري فساد در جهان مي شود، منظور فساد حكومت ها و حاكمان است، وگرنه اكثريت مردم جهان داراي فطرت پاك الهي هستند.
*
برخي به ما مي گويند تهديدها و هزينه ها را زياد كرده ايد، مي پرسيم حالا كه مي بينيد آمريكا دُمش را روي كولش گذاشته و درحال ترك مرزهاي ماست و جرات تهديد هم ندارد، آيا هزينه ها زياد شده است؟

----------------------------------------------------------

به گزارش خبرگزاري ها

دوشنبه شب گذشته در حالی که دکتر احمدی‌نژاد آماده می شد تا پس از دیدار اواسط اسفند سال گذشته خود با جمعی از دانشجویان یک بار دیگر در جمع طرفداران دانشجویش در ساختمان شهید بهشتی نهاد ریاست جمهوری حاضر شود، جمعیت زیاد دانشجوان مراجعه کننده برای ورود به این مراسم سبب شد برنامه با تأخیری یک ساعت و نیمه با انتقال به مسجد سلمان نهاد برگزار شود تا لازم نشود حدود 700 نفر از هزار نفری که تا ساعت 12 شب پای سخنان احمدی‌نژاد نشستند، بدون دیدار و گفت‌وگو با رئیس‌جمهور خود باز گردند.

در ابتدای این برنامه، دکتر عبدالرضا شیخ‌الاسلامی رئیس دفتر رئیس‌جمهور در سخنان کوتاهی علت تشکیل این جلسه را توضیح داد: «بعد ازسفر افتخار آمیز ژنو که غرور مردم کشور را برانگیخت، در همان شب بازگشت، گروه‌ها و ارگان‌های مختلفی برای استقبال از رئیس‌جمهور در بازگشت به کشور اعلام آمادگی کردند که تقاضا کردیم برای جلوگیری از برخی مشکلات صرف نظر کنند؛ اما با این حال، عده زیادی به فرودگاه آمدند و رئیس‌جمهور نیز علی‌رغم برنامه‌ای که برای حضور در اجلاس دادستان‌ها داشتند، مجبور شدند مدتی در حلقه جمعیت بمانند و از آن اجلاس بازماندند. متعاقب آن، عده ای از دانشجویان از ما خواستند دیداری با دکتر احمدی‌نژاد ترتیب داده شود و ناگفته هایی از ژنو را بی واسطه از ایشان بشنوند. هماهنگ کرده بودیم که با جمع محدودی در دفتر رئیس‌جمهور در خدمت دوستان باشیم اما گویا دوستان، یکدیگر را با پیامک خبر کرده و عملاً با خیل عظیمی از برادران و خواهران مواجه و ناگزیر شدیم که در مسجد خدمت دوستان باشیم."

در ادامه این برنامه دکتر احمدی‌نژاد، پشت تریبون قرار گرفت و سخنان خود را طبق معمول با "اللهم عجل لولیک الفرج" آغاز کرد. نکته قابل توجه در این برنامه آن بود که احمدی‌نژاد، در طول سخنرانی یک ساعته و نیمه خود و در حالی که شاید اغلب حاضران در فاصله یک ماه مانده به انتخابات منتظر شنیدن اظهارات انتخاباتی از سوی وی بودند، اشاره صریحی به این مسئله نکرد و سخنانش را معطوف به نقش خداوند، مدیریت امام معصوم بر عالم و ناگفته هایی از ژنو کرد. اگرچه در پایان بر امتداد و تقویت فضای آرمانی در کشور به منظور تداوم الهام‌بخشی جمهوری اسلامی اشاره کرد.

متن سخنان رئیس‌جمهور در ادامه آمده است:

خدا را شاکرم که توفیق داد امشب را خدمت شما باشیم و چهره های ایمانی‌اتان را زیارت کنیم. نیت دارم که در آینده نزدیک جلسه وسیعی بگذاریم و بچه ها را زیارت کنیم، انشاءالله آقای شیخ‌الاسلامی هم هماهنگ کنند، چنین جلسه‌ای زودتر برگزار شود. بنا بود در باره حوادث ژنو صحبت کنم ولی ابتدا 2، 3 مطلب اضافه کنم. در حوادثی که اتفاق می افتد، گاهی اصل موضوع گم می شود که باید مرور کنیم.

عرض اولم؛ هرکاری در زندگی انجام می دهید، تلاش کنید برای خدا باشد. اگر نبود اصلاً چیزی نیست بلکه وبال گردن است. مرز باریک است که اگر کمی بلغزد، سقوط است. کار برای غیرخدا مهم نیست که چیست، حتی ظاهرش اگر عبادت باشد. امام(ره) که درود و سلام خدا بر او باد، از روز اول که حرکتش را آغاز کرد، (بیش از 40 سال قبل) دائم تکرار می کرد "قل انما اعظکم بوحدة"، کاری که برای خدا باشد، با همه عالم هستی ارتباط برقرار می کند و تمام سنت‌های الهی پشت سر او قرار می گیرند و آن کار عین پیروزی است. انسان در این مسیر اگر قطعه قطعه هم شود، پیروزی است، چون ذات کار برای خدا عین پیروزی است.

اساس مشکلات عالم برای این است که کارها برای خدا نیست، وقتی برای خدا نبود، برای خود او انحطاط می‏شود. سطح کار برای خدا در سطح عالم است "و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض" مشکل بشر از اول این بوده که کارهایش برای خدا نبوده است.

مطلب دوم عرضم درباره مفهوم و حقیقت امام است. بشر از ابتدا تا امروز به دنبال حقیقت است. به نام امام اگر امام را از هستی بردارید، چیزی باقی نمی ماند. خدا انسان را آفرید و از او خواست که از خاک بالا رود تا خلیفه الله شود. مأموریت ما در عالم چیست؟ اول اینکه خود را از خاک بالا بکشیم و بعد اینکه در زمین، جامعه سعادتمند که اسماء و صفات الهی در آن متجلی است، برپا کنیم. هر دو مورد جنس‌اشان یکی است. اولی از خلال مأموریت دوم حاصل می شود، یعنی اگر جامعه اصلاح و سعادتمند شود، انسان ها به خلیفةاللهی می رسند. اینطور نیست که کسی برود در بیابانها و جنگل‌ها 80 سال عبادت کند، بگوید خود را بالا کشیدم.

اما برای اینکه انسان خود را بالا بکشد، باید خود و خدا را بشناسد. توانمندی‌های خود رابشناسد. مقام خلیفة‌اللهی را بشناسد. اما چگونه؟ در دنیا رایج است که رفتارهای انسان‌ها را مطالعه و جمع بندی می کنند، می گویند انسان این است. اما با این روش، تصویر کاملی از انسان به‌دست نمی آید؟ آدمهایی که ما می بینیم، نماد حقیقت انسان کامل نیستند، ناقص هستند و هرکدام گوشه ای را نشان می دهند. پس باید برای شناخت حقیقت انسان، انسان کامل را بشناسیم. حالا مقصد کجاست؟ خود خدای متعال. خدا را چگونه بشناسیم؟ آیا از برهان نظم و این‌گونه موارد می شود خدایی را که باید با او گفت‌وگو و عشق ورزی کرد، شناخت؟ اینها در انسان حرکت و شوقی ایجاد نمی کند. خدا را از آیاتش باید شناخت. اما همه عالم آیه است. از کدام آیه می توان بهتر خدا را شناخت؟ آیه ای که تجلی تام خدا باشد. امکان دیدن ذات خدا برای ما وجود ندارد، چون ما محاط هستیم و او محیط است. انسان کامل تجلی تام اسماء الهی است. راه فهم علم، حکمت، عفو، رحمت و هزار اسم خدا، انسان کامل است که حلقه وصل بشریت با خداست. بدون انسان کامل، حرکت و شناختی در عالم اتفاق نمی افتد. پیامبر اسلام فرمود: "انا مدینة العلم و علی بابها" انسان کامل واسطه فیض الهی است. از لحاظ فلسفی هم قابل اثبات است. یعنی همه پدیده‌های عالم در مسیر کمال هستند. انسان کامل در بالاترین حد کمال و نزدیکترین به خداست. نه اینکه با خدا نمی توان بی واسطه صحبت کرد. اما همانجا هم که دلت را به خدا می‌دهی، باذن الله، به واسطه امام است، یعنی خدا این‌طور خواسته است. در آن حدیث قدسی داریم که خطاب به پیامبر می فرماید: "اگر تو نبودی عالم را خلق نمی کردیم" اگر قرار بود پیامبر آفریده نشود، خلقت بیهوده بود. سپس می‌فرماید "لولا علی لما خلقتک" و قسمت سومش زیباست که "لولا فاطمة لما خلقتکما" یعنی جریان امام باید استمرار داشته باشد. از ابتدای خلقت انسان، دعوا سر امامت بوده است. تمرکز شیطان بر غافل کردن دل انسان‌ها ازحقیقتی به نام امام است. چون انسان که از امام جدا شد، دیگر مهم نیست کجاست؟ مثالش ساده است، امام حسین صدا می‌زند هل من ناصر ینصرنی کسی که در جبهه حق حاضر نشد، مهم نیست کجاست، مشغول عیاشی است یا سجده. هر دو انحطاط است.

از ابتدای خلقت همه پیامبران آمدند تا انسان را به مفهوم امامت آشنا کند. حضرت ابراهیم بعد از آن آزمایشها به جایی می رسد که می فرماید حالا او را امام لقب دادیم. هیچ حقیقتی در عالم بالاتر ا زحقیقت امام نیست. برخی نگویند این حرفها برای شیعیان است، امام برای همه عالم و محور رحمت عالم است. نه اینکه برای قوم، گروه و دسته ای باشد. حالا ممکن است عده‌ی کثیری از امام غافل باشند که یک وقت رفتاری و عملی است، یک وقت در قلب و روح هیچ حقیقتی نیست. دسته دومی‌ها کم هستند؛ قریب به اتفاق در دلشان عشق به ارزش‌های الهی یعنی "امام" هست. فرصت پیدا می شود، بروز می کنند. حتی از شخصیت‌های سیاسی دنیا مثال زیاد دارم.

برخی فکر می کنند امام موجودی است که خارج از تحولات برای خود زندگی می کند و مأموریتش وقتی آغاز می شود که ظهور کند، در حالی که او واسطه فیض الهی است و مدیریت عالم به دست اوست. اما میزان بهره مندی متناسب با شرایط متفاوت است. شما با تاریخ آشنایید. 2000 سال پیش، 200 سال پیش را برش بزنید آیا آدمهای آن دوره ها با آدمهای امروز قابل مقایسه اند؟ به لحاظ فهم و تجلی مسائل انسانی قابل مقایسه نیستند. در گذشته اگر سگی از یک قبیله پای فردی از قبیله دیگر را گاز می گرفت، جنگ می شد و همدیگر را می کشتند. حریم انسان، قبیله اش بود. الآن مرزهای جغرافیایی و سیاسی دارد برچیده می شود و انسان در مسیر کمال در حال حرکت است. چه کسی حرکت می دهد و مربی کیست؟ شاید زیاد شنیده اید که مثلاً کسی در بیایان شترش را گم کرد، به امام متوسل شد، برگردانده شد. کسی که این مثالها را می زند، اصل حقیقت را باید بگوید. امامی که نسبت به یک شتر حساس است، آیا نسبت به سرنوشت بشریت حساس نیست؟ حرف زیاد دارم، یک موقع بحث می کنیم. زمانی که انسانهای کج اندیش که دلهایشان پر از کینه است، تلقی دیگری نکنند.

جایی بودیم صحبت شد. یک نفر گفت فلانی امام زمانی است. دیگری گفت نه، منسوب به فلان انجمن است. گفت معلوم است که آن انجمن موفق بوده است که به نام امام زمان، نام امام زمان را حذف کنند تا هرکس حرفی می زند، بگویند از آنهاست. کسی جرأت نکند نام امام را بیاورد.

در این دولت و قبل از آن، مدیریت امام را لمس می کنیم و همه جا می‌بینیم؛ نمونه هایش دانشگاه کلمبیا، ژنو. همه مستکبرین از چند ماه قبل جمع شدند و طراحی کردند. مقدماتش را می دانید. آفریقای جنوبی تحت حاکمیت نژادپرست‌ها بود. مردم ده‌ها سال مبارزه کردند و سرانجام 16، 17 سال پیش پیروز شدند. آدمهای انقلابی گفتند نژادپرستی باید ازدنیا برچیده شود. اجلاسی در دوربان آفریقای جنوبی با حضور عده ای از مسئولین سیاسی و تعداد زیادی از گروه های مردمی غیردولتی تشکیل شد و بیش از 250 طرح را مصوب کردند که قریب به اتفاق آنها درباره رژیم صهیونیستی بود و گفتند که این رژیم، نماد نژادپرستی در عصر حاکم است، ضربه سنگینی بود. تاریخش را می دانید. 60 سال است تلاش می کنند، عادی سازی کنند. بگویند مستقر شدیم و با همه ارتباط داریم، مسئله ای به نام اشغال گری و تجاوز دیگر وجود ندارد. اندیشه صهیونیستی و ماجرای هلوکاست محور وحدت استعمار نو و با تقسیم بندی جغرافیایی، محور وحدت غرب علیه بقیه جهان است. آنقدر هلوکاست را قدسی کردند، چون محور دیگری برای وحدتشان نمانده است. بعد ازصحبت ما درباره هلوکاست، یک استاد دانشگاه مقاله جالبی نوشت که "کار دنیای غرب تمام است. ما همه مقدسات را از جامعه غرب کنار گذاشتیم و گفتیم همه چیز مباح است. هلوکاست را محور قدسی که همه حول آن متحد باشند، قرار دادیم و تلاش کردیم که نشکند ولی ایرانی‌ها هوشمندند و این تنها محور باقیمانده را شکستند."

می دانید مجمع عمومی سازمان ملل، 3، 4 ماه طول می کشد که 15 روز از آن را وزرای امور خارجه و 2، 3 روزش را رؤسای جمهور می آیند. بقیه زمان دست کارشناسان می افتد. 3 سال قبل بی سروصدا طراحی خبیثانه ای کردند و آمدند و تصویب کردند که هلوکاست امری قطعی است و کسی حق ندارد که آن را زیر سؤال ببرد. حتی همه دولتها موظفند که آن را در دستور کار تدریس مدارس خود قرار دهند. ببینید استعمار کجا را می خواهد، بزند. می خواستند عین آن برنامه را در ژنو پیاده کنند و مصوبه مهم و دستاورد ملتها را که رژیم صهیونیستی نماد نژادپرستی می خواند، کنار بزنند، بعد سراغ ما بیایند بگویند چرا به فلان گروه اجازه فعالیت ندادید پس شما نژادپرستید.

یک خاطره بگویم در نیویورک خانم خبرنگاری سؤال کرد شما که از راه پیامبران و آزادی سخن می گویید، چرا بهاییان در ایران آزاد نیستند؟ خدا هدایت کرد گفتم: می شود بگویید پیغمبرشان کیست؟ بالاخره اگر یک دین هستند پیامبرشان را معرفی کنند. می خواستند مبنایی بگذارند که چرا به فلان گروه جاسوس اجازه فعالیت نمی دهید؟

در این ماجرای ژنو هم حتی بچه های وزارت خارجه دعوتنامه دبیرکل سازمان ملل را که بهمن آمده بود، به من ندادند. بعد از نوروز متوجه شدیم که چنین اجلاسی هست، آقای شیخ الاسمی به وزارت خارجه زنگ زد گفتند اصلاً مهم نیست هیچکس از رؤسای کشورها نمی آید و سطحش هم خیلی پایین است. گفتم هیچکس هم نیاید ما باید برویم نمی شود صحنه را خالی کرد.

گاهی با چند واسطه از طریق افراد موجه پیغام فرستاده می شود، حتی تا پای پلکان هواپیما هم برخی می گفتند کجا می خواهید بروید، صهیونیستها رابسیج کرده اند، آنجا اروپا، خاستگاه و مرکز صهیونیست‌هاست و با نیویورک فرق دارد. حتی رئیس‌جمهور سوئیس هم که دعوت کرده بود، به او هم خیلی فشار آوردند که چرا دیدار دوجانبه گذاشته ای؟ گفته بود من کشور مستقلی دارم و عضو اتحادیه اروپا هم نیستم. دیدار با شام حدود 2،5 ساعت طول کشید. با مسئولین کشورها که صحبت می کنیم قشنگ می فهمیم کجا حرف خودشان است و کجا حرفهای سفارشی است که تحت فشاری که آنها را قرار می دهند، این حرفها را می زنند.

در جلسه با دبیرکل سازمان ملل هم همینطور بود. می گفت در جلسات مقدماتی اجلاس، عنوان نژادپرستی رژیم صهیونیستی را حذف کردیم شما هم نرم صحبت کنید. گفتم یعنی درباره کشتار غزه صحبت نکنیم؟ راجع به 5 میلیون آواره 60 ساله فلسطینی توسط صهیونیست‌ها و حمله به لبنان صحبت نکنیم؟

اینها وقتی فهمیدند ما حضور داریم، اجلاس را تحریم کردند حتی برخی نوشتند که شما با این کار کلید دنیا را تحویل فلانی دادید و صحنه را به نفع او خالی کردید. بالاخره اگر می آمدند و 20 نفر دیگر هم صحبت می کردند، حرفهای مابین آنها گم می شد. تنها رئیس‌جمهوری که شرکت کرد، ما بودیم. 2 نفر از آفریقا قرار بود، بیایند که روز قبل از اجلاس لغو کردند. معمولاً قبل از سفرها دوستان پیش بینی و طراحی می کنند. حداکثر پیش بینی این بود که یک عده سروصدا کنند. اما اینکه حمله و سپس جلسه را ترک کنند نه؛ ابتدا که رفتیم اول ما را در اتاقی نشاندند و گفتند سالن که آماده شد از همان درب پشت برای سخنرانی پشت تریبون بروید. بعد فهمیدیم که چند گروه را درسالن سازماندهی کرده بودند که حمله کنند تا ما بگوییم امنیت نیست و سالن را ترک کنیم و یا حداقل تعادل خود را از دست بدهیم و ضعف آشکار باشد. چند دقیقه رفتیم، نشستیم دیدم بوی سالن بوی آشنایی نیست. گفتم برویم مثل بقیه سر میز خود بنشینیم. گفتند آنها رئیس‌جمهور نیستند. گفتم این حرفها چیست، افتخار می کنیم که پشت میز ایران بنشینیم. تا وارد سالن شدیم، همه کف زدند، بعد متوجه شدیم عکس العمل جمعیت، آرایش فکری توطئه گران را به هم ریخت.

موقع سخنرانی یادم بود که چون در اروپا به پیامبر ما توهین کردند، باید همان جا نام پیامبر(ص) را ببرم. پیامبر مال همه و جهانی است حالا یک عده توفیق پیدا می کنند یک عده نه. بعد هم دعای اللهم عجل لولیک الفرج را خواندم تمام که شد، دیدم سروصدایی بلند شد. یک نفر چیزی پرتاب می کند. فوراً کلمبیا و حوادث تاریخ از پیش چشمم گذشت. گفتم امام چنان سیلی به شما خواهد زد که در تاریخ بماند. بی اختیار خنده ام گرفت. گفتم در ایران جوانها از بمباران هم نمی ترسند، اینها فکر می کنند که ما از یک تکه پلاستیک می ترسیم و کنار می کشیم و می گوییم امنیت نیست. او را گرفتند بیرون انداختند. خدای متعال به دلم انداخت که بگویم اینها را ببخشید بی اطلاع هستند. یکی از دوستان می گفت دوربین سازمان ملل چند دقیقه تصویر را روی صورتت انداخته بود، بعد روی دست و نوشته هایت که آیا لرزشی اتفاق می افتد؟ پیش خودم گفتم عجب فرصتی پیدا شد تا یک‌بار دیگر به کوری چشم صهیونیست‌ها بسم الله الرحمن الرحیم و دعای فرج را بخوانم. بعد از چند دقیقه دیدیم اروپایی‌ها بلند شدند. دیگران را هم تحریک می کردند که بیرون بروند. اما در نهایت 30 نفر بیشتر بلند نشدند و جمعیت به نفع ما شروع به کف زدن کرد. به ذهنم رسید این مراسم برای دفن لیبرال دموکراسی است سالها با شعار تحمل و آزادی به خدا و پیامبر توهین کردند. اما چند دقیقه نتوانستند تحمل کنند که آیینه را جلوی خودشان بگیریم. در سوریه گفتم "این‌ها 60 سال عادت کرده بودند با زبان 12 متری، علیه ملت‌ها پررویی و ادعا کنند. زمانه عوض شده باید زبانشان را کوتاه و گوشهایشان را دراز کنیم". موشکی رها شده که خارج از اراده ما حالا حالاها می رود. هنوز دارند مقاله می نویسند و موضوع روز اروپاست. بسیاری به نفع ما نوشتند یکی از روزنامه های معروف انگلیسی نوشت درست می گوید که نژادپرست هستید، نشانه اش همین کارهایی بود که کردید.

جهان دارد مدیریت می شود. رها نیست. باید دل را به آن مدیریت گره بزنیم. اصلاً نگاه به جهان از منظر امامت در افقی بسیار بالاتر است. کسی که دلش به امام گره بخورد، هیچ وقت اسیر بازی‌های بچگانه سیاسی نمی شود. زدوبندهای های قدرت و ... 200 سال در اروپا رایج بوده، حالا ما باید ادای آنها را دربیاوریم؟ مگر عقب مانده ایم؟ دموکراسی لیبرال برخلاف نامش 2 پایه اصلی را نابود می کند. اولین پایه مردم هستند که دخالت و حضور مردم نزدیک به صفر است. در این کشورها 2، 3 حزب هستند که چند هزار نفر هم کادر دارند و مردم چاره ای جز انتخاب آنها ندارند. مردم آنجا می گویند راهی بری اعمال اراده ما وجود ندارد. خبرنگار سوئیسی از من پرسید، مردم اروپا از شما ناراحت شدند، گفتم از کجا می دانید؟ شما در کشورهایتان سر اینکه مردم شیر گاو بخورند یا همین که آنفلوانزایش آمده، رفراندوم می گذارید، سر همین رفراندوم بگذارید که آیا مردم اروپا موافق حاکمانشان هستند یا خیر؟ من می گویم 70 درصد طرفدار ما هستند. آن 30 درصد هم تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند.

فطرت انسان الهی است. قریب به اتفاق انسانها وقتی با حقایق آشنا شوند می شوند.

دومین چیزی که دموکراسی لیبرال آن رانابود می کند، ارزش‌های انسانی است، وقتی هدف اصلی رأی، تسلط و قدرت شد، اخلاق کنار می رود، کما اینکه گفتند اخلاق در سیاست دخالتی ندارد. برای 5 تا رأی کثیف ترین مواضع را می گیرند و از آلوده ترین ها حمایت می کنند. در آمریکا به من گفتند چرا همجنس بازها را آزاد نمی گذارید، گفتم شما چرا آزاد می گذارید؟ رئیس‌جمهور شما باید برای 4 تا رأی منت کسانی را که از حیوانها پایین ترند، بکشد.

ما باید دنبال نظام و مردم خود باشیم که در آن همه مسئول هستند "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته". طبقه بندی وجود ندارد، نمی خواهم حزب را نفی کنم. حزبی که تکلیف را اجرا کند، خوب است اما برای قدرت نه. برخی گفتند ما که دموکراسی را پذیرفته ایم، لوازمش را نیز باید بپذیریم. این چه حرفی است؟ آیا اگر انرژی هسته ای را پذیرفتیم، باید بمب اتم را نیز بپذیریم؟

البته ما به این فشارها عادت کرده ایم، یک روز اگر نباشد، انگار اتفاقی افتاده! نه اینکه خوشمان بیاید. یکی از بزرگواران روحانی می گفت فلانی انقلابی و اصولگراست. گفتم تو را به جدت از این حرفها نزن. مگر می شود کسی انقلابی باشد و به دست اندازی‌ها و تخلفات صحه بگذارد. بگوید فلان شرکت را به ما بده و وقتی بگوید نه بیاید بیرون بگوید، این! اقتصاد نمی داند. اگر اقتصاد این است که بخشی از آن را بردند و خوردند و بخش دیگر را من بازکنم که بیایند ببرند، افتخار می کنم که این اقتصاد را نمی دانم.

بخش آخر عرایضم راجع به شرایط جهانی است. نهایت حرکت را همیشه باید در ذهن داشته باشیم. عده ای می گویند چه کاری به مسال جهانی دارید؟ ایران را بسازید. امکان ندارد کشوری دور خود دیوار بکشد و یا بتواند تعاملات جهانی را قطع کند. بخشی از استعدادهای ملت در تعاملات جهانی شکوفا می شود. اگر ارتباط را قطع نکنی، تأثیر و تأثر دارد، اگر اثرگذاری مثبت نداشته باشی، باید اثر منفی را بپذیری، آن هم در دنیایی که بنا را بر تنازع بقا گذاشته اند. 30 سال قبل با اینکه خیلی به ما ظلم شده بود، امام آمد فرمود "غیر از رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و رژیم صهیونیستی می خواهیم با همه روابط دوستانه داشته باشیم." اما از فردای انقلاب تهدیدات شروع شد. نظام سلطه با تهدید زنده است. نمی‌تواند نظام مستقل را بپذیرند.

اما تهدید مانع برنامه ریزی درست در کشورها می شود. برای رفع تهدید چه باید کرد؟ حالتهای مختلفی می تواند باشد یکی، حالت دفاعی است. اما بهترین حالت تحت فشارقراردادن دشمن در کانون توطئه است. این سفارش امیرالمؤمنین است. این فشار هم نظامی نیست، منطقی و فرهنگی است. از نظر تهاجم فرهنگی یک وقتی می گوییم بنشینید سایتها را فیلتر کنید و... اما آیا می شود اینطور با توطئه مقابله کرد یا باید کانون تهاجم فرهنگی را تحت فشار قرار داد و رفت معادلات جهانی را اصلاح کرد. وگرنه نمی توانیم به کمال برسیم. مسئولیت مسلمان محدودیت جغرافیایی ندارد. امام فرمود "تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم." برخی می گویند "چه کار دارید؟"، ما کار نداشته باشیم، آنها با ما کار دارند. مگر ما کار داشتیم که امریکا آمد عراق و افغانستان را گرفت و گفت گام سوم ایران است. می گویند هزینه ها را زیاد کردید، آیا هزینه ها زیاد شده که دمشان را روی کولشان گذاشته‌اند و جرأت تهدید هم ندارند. مأموریت مسلمان اصلاح جهان است. همه باید دنبال حاکمیت خوبی‌ها باشیم و کشور را بسازیم. هدف این است که همه دنیا تحت حاکمیت ارزش‌های اسلامی قرار گیرد و حکومت جهانی عدل برپا شود. به همان میزان که برای آب یک روستا وقت می گذاریم، باید برای اصلاح مناسبات جهانی وقت گذاشت. همه اینها با هم است.

البته مطلع هستید ولی می خواهم یک بشارت بدهم. به خواست خدا همه تعاملات امروز جهان به نفع و در جهت هدف ماست. مثل روز روشن است. نظام سلطه بزرگترین مانع تعالی بشر است که وقتی آن را کنار بزنیم، توده ها که در مقابل عدالت و حق مقاومت نمی کنند. برخی به غلط می گویند که زمانی عدالت گستر می آید که دنیا پر از ظلم و فساد شده باشد، فکر می کنند مردم عادی فاسد شده اند اما نه، مردم که می خواهند زندگی عادیشان را بکنند، زورشان هم به جایی نمی رسد، این حکومتها هستند که ظالم و فاسد می شوند. یکی از شرایط تحقق حکومت جهانی، خواست عمومی ملتهاست که وقتی شکل گرفت، واقع می شود. ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. آدم فاسد هم که نمی تواند خوبی‌ها را مطالبه کند و دنبال حکومت جهانی باشد. متن مردم تحت فشار و تأثیر حاکمان هستند، موجی در دنیا درست شده که خیلی قدرتمند است که به فضل الهی این موج به زودی بساط استکبار را در جهان برخواهد چید.

پارسال در نیویورک بودیم، خبرنگاری گفت، باید فعالیت‌های هسته ای خود را تعلیق کنید وگرنه شما را منزوی می کنند. گفتم اینها که چیزی نیستند ملت ایران همه‏شان را منزوی می کند. گفت رژیم صهیونیستی حمله می کند گفتم غلط می کند، اربابشان هم جرأت ندارد. اینها دیگر جرأت رجوع به ایران را ندارند. برنامه پرتاب موشک سجیل 2 با سوخت جامد را هم داریم. البته تدابیر دفاعی ما پیام آور صلح و دوستی و برای بازدارندگی است.


شرایط جهان به سرعت در حال تغییر است. تمام تصمیمات مهم جهان متوقف است. می گویند صبر کنید ببینیم موضوع ایران و آمریکا چه می شود؟ در ذهن همه سیاستمداران دنیا طراز ایران، طراز امریکاست. اگرچه ما معتقدیم قطعاً بالاتر است. دلیلش این است که خدای متعال فرمود "انتم الاعلم ان کنتم مؤمنین" عِده و عُده هم نمی خواهد. یک پیامبر ما بر جهان غلبه می کند. یک حضرت ابراهیم تاریخ را در دست گرفت. "کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة" اگر عرضه داشته باشیم، 10 تای ما حریف 100 تای آنهاست، اگر نه بنا بر تصریح قرآن، 10 تا حریف 20 تا. خود را آماده کنید. امروز اقتداری که در ایران بوجود آمده است اقتداری صالح است.

به خانم ایرانی حدوداً 70، 80 ساله‌ای که از انگلستان آمده بود، گفتم وضع ایرانی‌ها در پی بحران اقتصادی آنجا چه‌طور است؟ گفت سرجمع وضعشان خوب است با هم و با اقوام خود در ایران معاضدت دارند. گفتم خود مردم انگلیس چه؟ گفت خیلی خراب و بحرانی است. دائم خانه ها را از دست می دهند. غذای کافی ندارند. از سیستم انگلیس مأیوسند.

کدهای متعددی داریم که می گویند تنها نقطه امید ملتها که حرف دل ما را می زند، ملت ایران و جمهوری اسلامی است. اگر در کشور ما که کانون امید است، اندیشه آرمانی و انقلابی زنده باشد، همه دنیا را تحت تأثیر قرار می دهد. میزان تأثیر به شدت در جریان داخل ایران برمی گردد. اگر موج داخل ایران قوی و ارتفاعش بلند باشد، دنیا را متلاطم می کند. امروز کسی در دنیا حرف و ایده ای ندارد، تنها جایی که الهام بخش است و پیام برای دنیا دارد، ایران است. ما مأموریت داریم فضای آرمانی را در دانشگاه و محیط کار زنده نگه داریم. فضای آرمانی، امید و انگیزه می دهد. بیایید دست به دست هم دهیم و فضای آرمانی را با سرعت بیشتر و سوخت جامد بیشتر به فضای آرمانی جهان پرتاب کنیم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 7:33  توسط دل | 

بنام ایزد منان

تحویل حساب‌های خالی به دولت نهم

 معاون سابق برنامه‌ریزی اقتصادی وزیر جهاد کشاورزی تاکید کرد: "با اعداد و ارقام ثابت می‌کنم که دولت نهم نسبت به دولت‌های گذشته از منظر شاخص‌های کلان اقتصادی بهتر کار کرده است."

"دولت نهم آنقدر بی‌‌سر‌و صداست که وظیفه خود دانستم تا به عنوان یک معلم اقتصاد از هجمه‌ها علیه او دفاع کنم."

این گفته‌ها سخنان دکتر صادق خلیلیان استاد دانشگاه تربیت مدرس و معاون سابق برنامه‌ریزی اقتصادی وزیر جهاد کشاورزی است. او می‌گوید: هجمه‌های انتقادی علیه دولت را به این صورت در هیچ زمانی مشاهده نکرده‌ام. او مدتی است فعالیت‌های دولتی را کنار گذاشته و تنها به مطالعه و تحقیق می‌پردازد.
خلیلیان می‌گوید: با اعداد و ارقام ثابت می‌کنم که دولت نهم نسبت به دولت‌های گذشته از منظر شاخص‌های کلان اقتصادی بهتر کار کرده است....

آقای دکتر مدتی است که برخی از منتقدان دولت علاوه بر انتقادات گذشته مسائلی از قبیل درآمدهای نفتی دولت و هزینه کرد آن را مطرح می‌کنند و مدعی می‌شوند که دولت با درآمدهای نفتی 270 و 300 میلیارد دلاری عملکرد مناسبی در زمینه شاخص‌هایی از قبیل بیکاری، سرمایه‌گذاری، تورم و ... ارائه نکرده است. تحلیل شما از این سیاه‌نمایی‌ها به عنوان مدافع اقتصادی دولت نهم چیست؟

بنده نیز این اعداد و ارقام را از جانب منتقدان دولت شنیده‌ام. البته این اعداد در طول این مدت همواره در نوسان بوده و اعدادی همچون 270 و 300 میلیارد ذکر می‌شود جالب است بدانید درمناظره‌ای که هفته گذشته در دانشگاه اصفهان با یکی از همین منتقدان دولت داشته‌ام ایشان رقم 250 میلیارد دلار را ذکر کرده‌اند که در هر صورت جای تعجب است که دوستان به جای استناد به گزارش‌های رسمی به ارائه گزارش‌های غیررسمی در این زمینه می‌پردازند.
ببینید حساب ذخیره ارزی از سال 1379 طبق قانون برنامه سوم توسعه شکل گرفت و تأسیس این حساب نیز زمانی اتفاق افتاد که قیمت‌های نفت در حال افزایش بود و از همان زمان نیز درآمدهای مازاد نفتی به حساب ذخیره ارزی واریز شد.
همان‌گونه که مطلع هستید کارکرد حساب ذخیره ارزی به دو شکل جبران کسری بودجه و اختصاص 50 درصد از این حساب به بخش خصوصی است.
طبق آمار مستند و رسمی از سال 1379 تا 1383، 130 میلیارد دلار درآمدهای نفتی در کشور گزارش شده است که دولت گذشته 30 میلیارد دلار از این پول را به حساب ذخیره ارزی واریز و مابقی آن را نیز هزینه و خرج کرده است.

در اصل چه مقدار از این 130 میلیارد دلار بایستی به حساب منتقل می‌شد؟

طبق جدول اولیه قانون برنامه سوم توسعه دولت گذشته بایستی از این 130 میلیارد دلار، 56 میلیارد دلار را برداشت کرده و مابقی را به حساب ذخیره ارزی واریز می‌کرده است که تقریباً در آن زمان باید معادل 80 میلیارد دلار وارد حساب ذخیره ارزی می‌کرد.
پس می‌توان نتیجه گرفت که دولت اصلاحات بیش از برنامه از حساب ذخیره ارزی برداشت و مصرف کرده است و حتی به دلیل برداشت‌های بیش از حد مجاز، یک بار نیز جداول برنامه را در سال 1381 اصلاح و سقف برداشت را به 77 میلیارد دلار رساند. اما در واقع می‌بینیم که دولت اصلاحات 100 میلیارد دلار را مستقیماً از حساب برداشت کرده و از مابقی درآمدهای نفتی یعنی 30 میلیارد دلار واقع در حساب ذخیره ارزی باردیگر حدود 68 درصد از پول واریزی را برداشت کرده که تنها 17درصد از آن پول به بخش خصوصی پرداخت شد.

در پایان دولت اصلاحات چه میزان از موجودی حساب ذخیره ارزی به دولت فعلی رسید؟

5/9 میلیارد دلار؛ اما باید این نکته را نیز یادآور شوم در این میان تعهدات ایجاد شده توسط دولت اصلاحات بسیار بیش از این ارقام است. در واقع این مقدار اندک پول نفتی نیز باید در ازای تعهدات خارجی منظور شود.

بنابراین دولت اصلاحات حساب ذخیره ارزی را با موجودی صفر تحویل دولت نهم داد. نکته بعد در مورد حساب ذخیره ارزی این که در سال 1383دولت اصلاحات حدود 6 میلیارد دلار وام کوتاه‌مدت از خارجی‌ها گرفت و برای دولت بعدی تعهد ایجاد کرد تا علاوه بر نبود موجودی در حساب ذخیره ارزی، تعهدی که در گذشته ایجاد کرده را بپردازد. بنابراین دولت آقای احمدی‌نژاد حساب ذخیره ارزی را با منفی 6 میلیارد دلار از دولت آقای خاتمی تحویل گرفت.

درآمدهای نفتی دولت نهم چگونه؛ در این میان اعداد و ارقام نادرستی از محافل گوناگون نقل می‌شود؟

کل درآمدهای نفتی از سال 1384 تا 1386 ، 197 میلیارد دلار است که البته بخشی از این مقدار درآمد نفتی متعلق به دولت گذشته است. آن چه که دولت موظف بوده بنابرقانون بودجه مصرف کند، هزینه کرده و حدود 73 میلیارد دلار را به حساب ذخیره ارزی واریز و مجدداً بنابر مجوزهایی که از مجلس شورای اسلامی اخذ کرده، 76 درصد از این مقدار را برداشت و 20درصد از این 76 درصد را به بخش خصوصی پرداخت کرده است.

این در حالی است که مجموع ذخایر ارزی کشور که در دولت‌های گذشته در مجموع به 50 میلیارد دلار می‌رسید امروز این مقدار به 100 میلیارد دلار رسیده است.
پس می توان نتیجه گرفت که بخشی از این حساب ذخیره ارزی را ذخایر ارزی کشور و تعهدات قابل وصول بخش خصوصی تشکیل می‌دهند که نشان می‌دهد وضعیت حساب ذخیره ارزی در حال حاضر مطلوب است.
پس مطمئن باشید جای هیچ‌گونه نگرانی نیست و هیچ ریالی بدون مجوز مجلس و بدون برداشت قانونی از حساب ذخیره ارزی خارج نشده و همه آنها به صورت شفاف در اختیار بودجه و تولید و آبادانی کشور قرار گرفته است. بنابراین هیچ دولتی نمی‌تواند حتی یک ریال هم بدون مجوز مجلس از حساب ذخیره ارزی برداشت کند.

آقای دکتر تحلیل شما از مصرف دلارهای نفتی در دولت‌های گذشته چیست؟ دولت‌های آقای هاشمی و خاتمی نیز در مقطعی از درآمدهای خوب نفتی برخوردار بودند؛ آیا آنها توانستند از دلارهای نفتی بهینه‌تر استفاده کنند؟

به عنوان مثال در سال آخر ریاست جمهوری آقای هاشمی یعنی سال 1375، طبق برنامه دوم توسعه دولت بایستی 41 هزار میلیارد ریال بودجه عمرانی و جاری را مصوب و هزینه می‌کرده است. اما باید در پاسخ گفت آن چه که در عمل اتفاق افتاده است حدود 56 هزار میلیارد ریال است.

یعنی دولت آقای هاشمی بنابر گزارش‌های رسمی، 37 درصد بیش از جدول برنامه مصرف کرده است. بنابراین درست در آن زمان حدود 37 درصد یا از طریق استقراض خارجی، درآمدهای نفتی و یا از طریق بدهی به بانک مرکزی منابعش را تأمین و برای دولت بعدی تعهد ایجاد کرد؛ بدین‌گونه که این روال مقروض بودن در دولت بعدی یعنی دولت آقای خاتمی نیز ادامه پیدا کرد و به دولت آقای احمدی‌نژاد رسید.
بنابراین دولت آقای احمدی‌نژاد موظف شد تا بسیاری از این بدهی‌ها را که در مجموع بدهی دولت‌های گذشته بوده است بپردازد و یا در سال 1383 که سال آخر دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بود، طبق برنامه دولت مکلف بود 223 هزار میلیارد ریال از درآمدهای نفتی را برداشت کند اما در مقابل دولتمردان اصلاحات 304 هزار میلیارد ریال از خزانه برداشت کردند که این عدد 36 درصد بیش از حد متعارف جداول برنامه سوم توسعه بود.

خواهش می‌کنم توجه داشته باشید که دولت‌های گذشته با چنین ساختاری بدنه اقتصاد ایران را تحویل دولت نهم دادند. بنابراین، این دولت در چارچوب برنامه و بر پایه‌هایی که دولت‌های گذشته به جا گذاشته‌اند هزینه کرده و نسبت به دولت‌های گذشته کمترین تخلف را براساس گزارشات مستند ثبت کرده است.
سؤال اینجاست که در سال 1383 که دولت 36 درصد بیش از برنامه مصرف کرد چه چیزی را تحویل دولت بعدی (دولت نهم) داد؟!

همان طور که مطلع هستید قرار بود براساس برنامه سوم توسعه در سال 83 نرخ رشد اقتصادی ایران 8/6 درصد باشد اما آنچه در سال 1383 عاید اقتصاد ایران شد رشد اقتصادی معادل 8/4 درصد بود؛ آن هم به برکت برداشت‌های مکرر از حساب ذخیره ارزی و خالی کردن آن.
لذا دولت نهم با این پایه تضعیف شده اقتصاد ایران را از دولت گذشته تحویل گرفت. جداول برنامه چهارم توسعه برای رشد اقتصادی کشور برپایه اینکه اقتصاد ایران در سال 1383 نرخ رشد 8/6 درصدی خواهد داشت تهیه و تنظیم و تصویب شد.

اگر برنامه‌نویسان و برنامه‌ریزان برنامه چهارم توسعه می‌دانستند که در سال آخر برنامه رشد اقتصادی ایران معادل 8/4 درصد خواهد بود هیچ وقت چنین برنامه‌ای نمی‌نوشتند.
لذا با این ساختار تضعیف شده توسط دولت‌های گذشته؛ حتی اگر دولت نهم 100 درصد به اهداف اقتصادی خود برسد همچنان نمی‌تواند ادعا کند که به تمام اهداف برنامه رسیده است.

آقای دکتر با توجه به اینکه وارد مباحث عملکردی در اقتصاد شدیم؛ اگر امکان دارد بفرمایید عملکرد شاخص‌های کلان اقتصادی در دولت‌های گذشته در مقایسه با دولت نهم چگونه ارزیابی می‌شود؟

در زمان آقای هاشمی رفسنجانی متوسط دوره رشد اقتصادی معادل 6 درصد بوده است. البته علت این ارقام نیز این است که در سال‌های 1369 و 1370 و پس از پایان جنگ تحمیلی بسیاری از کارخانجات و اراضی کشور که به دلیل وضعیت جنگ و شرایط نامناسب اقتصادی در آن دوره به طور کامل بازدهی نداشتند، به بهره‌برداری کامل رسیده و بارور شدند لذا ذکر این نکته نیز ضروری است که با توجه به بازدهی کامل فعالیت اقتصادی کشور پس از پایان جنگ تحمیلی و باز شدن بسیاری از دریچه‌های اقتصادی می‌توان انتظار داشت که هر دولتی در آن زمان می‌توانست چنین رشد بالای اقتصادی را به ارمغان بیاورد. اما بعد از آن سال‌ها، متأسفانه متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور به پائین چهار درصد سقوط می‌کند و حتی اگر بخواهیم یک میانگین درباره نرخ رشد اقتصادی کشور بین سال‌های 1370 تا 1380 ارائه دهیم، این عدد معادل 9/3 درصد است که رقم مناسبی برای اقتصاد ایران محسوب نمی‌شود.
در دولت آقای خاتمی نیز نرخ رشد اقتصادی کشور روند نزولی طی کرد و متوسط نرخ رشد اقتصادی در این هشت سال به 5/4 درصد رسید.
اما در دولت آقای احمدی‌نژاد متوسط نرخ رشد اقتصادی به 1/7 درصد رسید که برای نخستین بار این آمار و ارقام به نرخ رشد‌های آرمانی که مورد هدف برنامه‌های توسعه‌ای کشور است نزدیک می‌شود.
بنابراین اگر روند رشد اقتصادی کشور را در نظر بگیریم متوجه می‌شویم که در سال 1383 نرخ رشد اقتصادی کشور به عدد 1/5 درصد رسید که این عدد در سال‌های آتی نیز ادامه پیدا کرد به گونه‌ای که نرخ رشد اقتصادی ایران در سال 1386 معادل 6/7 درصد می‌رسد که خوشبختانه با این اعداد ما به نرخ رشد هشت درصدی که آرمان برنامه چهارم توسعه است می‌رسیم که نشان از موفقیت دولت نهم در رسیدن به توسعه اقتصادی کشور است.

لذا اگر بخواهیم به آمارهای نرخ رشد اقتصادی گذشته نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد نرخ رشد اقتصادی در کشور همواره روند مطلوبی نداشته است؛ اما با روی کار آمدن دولت نهم این روند؛ مسیر مثبتی را طی کرده و به آرمان‌های مطلوب برنامه دسترسی پیدا کرده است.


از نظر تحقق اهداف برنامه‌ها چگونه؟

تحقق برنامه از منظر شاخص رشد اقتصادی در دولت آقای هاشمی رفسنجانی 82 درصد، در دولت آقای خاتمی 77 درصد و در دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد 85 درصد گزارش شده است.
براساس گزارش‌های مستند و رسمی بالاترین تحقق برنامه‌ای در دولت نهم اتفاق افتاده است. جالب اینکه بدانید در دولت آقای مهندس موسوی کشور اصلاً برنامه‌ای نداشت تا بدان عمل کند و اقتصاد ایران در آن برهه به صورت بودجه‌های سالیانه اداره می‌شد و متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور در آن زمان به نیم درصد می‌رسید؛ یعنی حالت رکود تورمی.

به عنوان نمونه در سال‌های 1368 ـ 1367 متوسط نرخ تورم در کشور 27 درصد و درآمد سرانه نیز در آن زمان با 50 درصد کاهش نسبت به گذشته روبه رو شد که کشور در آن زمان با وضعیت اقتصادی مناسبی روبه رو نبود که البته شرایط ویژه کشور و عملکرد ضعیف دولت وقت که تحت نظارت نخست‌وزیر اداره می‌شد از عوامل نابسامانی اقتصادی در آن روزگار است.

از منظر صادرات غیرنفتی نیز موفق‌ترین برنامه، برنامه چهارم توسعه کشور است. در برنامه اول توسعه تحقق اهداف صادرات غیرنفتی 66 درصد، برنامه دوم 58 درصد، برنامه سوم توسعه 92 درصد و برنامه چهارم توسعه 148 درصد از اهداف صادرات غیرنفتی کشور را محقق کرد و یا از منظر درآمد سرانه حقیقی می‌بینیم که براساس گزارش‌های رسمی و سند نرخ رشد، این شاخص در دولت آقای احمدی‌نژاد به 9/4 درصد می‌رسد. در حالی نرخ رشد درآمد سرانه سالیانه در دولت آقای خاتمی 7/3 درصد و زمان دولت آقای هاشمی 1/4 درصد و در زمان دولت آقای موسوی نرخ رشد سالیانه درآمد سرانه منفی بوده است.

شاخص بعدی که نشانگر سنجش توزیع درآمد در جامعه است، شاخص ضریب جینی است که بین صفر و یک تعریف می‌شود و کاهش آن نشانگر کاهش تفاوت درآمد بین ثروتمندان و فقرای جامعه و توزیع بهتر درآمدها بین افراد مختلف جامعه خواهد بود.

بنابراین تغییر ضریب جینی بسیار سخت و در نتیجه این تغییرات بسیار کوچکی است و به عنوان مثال هدف برنامه پنجم رساندن ضریب جینی از 36/0 به 35/0 است.

لذا این ضریب از 399/0 در سال 1370 به 416/0 در سال 1376 رسیده است که نشانگر بهبود نیافتن شاخص‌های توزیع درآمد در کشور است.
حتی جالب است بدانید این رقم در سال 1383 به 413/0 رسید اما این رقم در سال 1386 بنابر اقداماتی که دولت در این زمینه انجام داد به 396/0 رسید که نشانگر بهبود شاخص توزیع درآمد آن سالها است. در حالی که هدف برنامه چهارم رسیدن به 38/0 در سال پایان برنامه و هدف برنامه پنجم نیز رسیدن به رقم 35/0 است.

اما شاخص دیگری که می‌تواند ترازوی مناسبی برای توزیع درآمد جامعه باشد نسبت به درآمد 10 درصد فقیرترین‌های جامعه به 10 درصد ثروتمندان جامعه است که از 6/11 در سال 1376 به 3/19 در سال 1383 افزایش یافت که این مسئله نشان‌دهنده افزایش فاصله درآمد دهک‌های بالا و پائین جامعه است.

این درحالی است که با اقدامات مناسب دولت این شاخص در سال 1386 به 3/14 برابر رسید که نشان از موفقیت دولت در پروسه توزیع درآمد و برابری و عدالت را نمایان می‌کند.
همچنین باید این نکته را نیز یادآور شوم که هدف برنامه چهارم توسعه در این شاخص رسیدن به عدد 14 برابر است.

عده‌ای از منتقدان اقتصادی دولت آمارهای ارائه شده از سوی دولت را منبع مناسبی برای پرداختن به مطالعات کارشناسی عنوان نمی‌کنند و معتقدند تشکیک در ارائه آمارهای نقل شده ازدستگاه‌های دولتی بسیار زیاد است؟

این آمار و اطلاعات و گزارش‌ها رسمی است؛ به عنوان مثال استفاده از آمار و ارقام از چند منبع مانند مرکز آمار ایران و گزارش‌های سالانه بانک مرکزی که یکی از آنها نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی است، اخذ می‌شود.
لذا در گذشته نیز چنین روال کاری معمول بوده است و دولت‌های گذشته نیز برای دسترسی به آمار و اطلاعات از چنین منابعی استفاده می‌کردند.


آقای دکتر یکی از مسائل مهم و اساسی دیگری که منتقدان دولت درباره آن نقد جدی دارند، تغییرات پی‌درپی مدیریتی در تیم اقتصادی دولت نهم است. حضرتعالی به عنوان مدافع اقتصادی دولت نهم این تغییرات و جابه‌جایی‌ها را در چه جهاتی ارزیابی می‌کنید؟

به نظر بنده نتیجه و برآیند عملکرد اقتصادی دولت می‌تواند پاسخ مناسبی برای آنانی باشد که چنین مسائلی را مطرح می‌کنند. تغییرات مدیریتی را باید در شاخص‌های کلان اقتصادی مشاهده کرد چرا که مهم رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی کلان اقتصادی است و نه ماندن در قدرت شخص، فرد و گروه.
مطمئناً اگر در تیم اقتصادی دولت ناهماهنگی مشاهده شود، برنامه‌ریزی کلان اقتصادی کشور نیز با مشکل مواجه خواهد شد و در برخورد با شاخص‌های اقتصادی مانند رشد اقتصادی، بیکاری و تورم با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهیم بود. لذا تفکر آقای دکتر احمدی‌نژاد بیشتر بر منافع ملی است نه منافع گروهی و فردی.
لذا بسیاری از این تغییرات برای پیشبرد اهداف کاری ضروری است که باید پذیرفت. متأسفانه در دولت‌های گذشته اصل بر استقرار اشخاص بوده تا حفظ منافع جمعی و گروهی و منفعت شخصی فدای منفعت همگانی می‌شده است اما در دولت نهم به طور کلی این مباحث کنار گذاشته شده و اصل بر منافع گروهی و ملی است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 7:27  توسط دل | 
بنام معبود عابدان
 
علی آقای لاریجانی بی‏طرف باشید/ ابزار دست آقای هاشمی نباشید
دولت مهر: در حالی که علی لاریجانی تلاش دارد بگوید در انتخابات بی‏طرف است  اما تحرکات وی از ابتدای سال‏جاری و فعالیت‏های انتخاباتی پنهان و آشکارش از تحولات دیگری خبر می‏دهد.

به گزارش ثانیه‏نیوز، در حالی که علی لاریجانی تلاش دارد در مصاحبه‏ها و نطق‏های رسانه‏ای خود بگوید در انتخابات بی‏طرف است  اما تحرکات وی از ابتدای سال‏جاری و فعالیت‏های انتخاباتی پنهان و آشکارش از تحولات دیگری خبر می‏دهد به طوری که رفت و آمدهای مکرر او به دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام از هماهنگی‏های انتخاباتی گسترده وی با حجت الاسلام و المسلمین هاشمی‏رفسنجانی خبر می‏دهد.

خبرنگار ثانیه‏نیوز از قم کسب اطلاع کرد که بعد از مخالفت مراجع تقلید برای دیدار با یک نامزد انتخاباتی، رییس مجلس هشتم رایزنی‏های گسترده‏ای برای انجام این دیدار انجام داده است.

بعد از اینکه مجمع مدرسین قم و ستاد یک نامزد انتخاباتی با واکنش منفی مراجع برای دیدار نامزد مورد نظر خود مواجه شدند علی لاریجانی از طرف حجت الاسلام و المسلمین هاشمی‏رفسنجانی، ماموریت یافت برای هماهنگی این دیدار، واسطه‏گری کند.

وی در ابتدا بوسیله نماینده‏ای تلاش کرد مسوولین دفاتر مراجع را برای این دیدارها مجاب نماید که متاسفانه این نماینده، سخنان[…] نامناسبی مطرح می‏ساخت که این موضوع ناراحتی دفتر برخی مراجع را موجب شد.

بر همین اساس، رییس مجلس هشتم، خود وارد عرصه شد و در تماس با مراجع، با طرح مسایلی چون گمان بی‏طرفی، حمایت آنها از یک فرد دیگر، بی‏تو‏جهی برخی به مراجع و..، زمینه دیدار این نامزد انتخاباتی با مراجع عظام تقلید را در بیستم فروردین فراهم کرد.

جناب علی آقای لاریجانی که از جالبترین شخصیت های معاصر است هرگاه در معرض ترازوی افکار عمومی قرار گرفته با عدم اقبال مردم مواجه شده و لذا تلاش کرده افکار عمومی را دور بزند. وی در انتخابات مجلس چهارم، نامزد انتخابات از حوزه انتخابیه آمل بود که با شکست فاحشی مواجه شد.

در انخابات گذشته ریاست جمهوری، برای شکاف در میان اصولگرایان، تمام میثاق‏ها و تعهدات را زیر پا گذاشت لیکن تنها توانست کمی بیش از یک میلیون رای کسب نماید. در انتخابات مجلس هشتم چون می‏دانست در تهران کمتر از آرای حداد عادل را کسب می‏کند و نمی‏تواند با ترازوی افکار عمومی به ریاست مجلس برسد تلاش کرد با لابی پنهان، خود را نامزد علما معرفی کند و به قم رفت تا با لابی و[..]  این جایگاه را تصاحب نماید.

وی در تلاش است تا برخلاف نظر علما، جامعه مدرسین، آیت الله یزدی، آیت الله مهدوی کنی و.. نامزدی را برگزیند که مورد حمایت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی‏رفسنجانی است.

وی از سال گذشته با دخالت تعجب برانگیز در روند تصویب لایحه بودجه ۱۳۸۸، انتشار گزارش‏های دروغ و جهت‏دار از دیوان محاسبات، تحریک برخی نمایندگان به موضع‏گیری علیه دولت و.. همواره در زمینی بازی کرده است که حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی‏رفسنجانی برای او ترسیم کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 8:12  توسط دل | 

بنام خدا

محمودخان براستي تو کي هستي؟
از کجا اومدي؟چرا رييس جمهور شدي؟
رياست جمهوري براي از ما بهترانه...تو که ساده اي تو خونت استخر نداري واسه چي اومدي رييس جمهور شدي؟
ميدوني اشکالت چيه؟
اينکه سطح زندگيت هم سطح قشر اکثريت مردم اين زادو بومه...
راستي يادم مياد يه جا خوندم حضرت علي گفتن زمامداران مملکت بايد سطح زنگيشون هم سطح مردم باشه.
تا درد اونارو حس کنه..ولي اينم يادمه وقتي علي شهيد شد گفتن مگه علي نمازم ميخوند؟
بگذريم...با اجازه ي کي اومدي رييس جمهور شدي؟
مگه نميدوني اين مردم قيم دارن؟ 17ميليون راي اوردي که اوردي...
مگه نميدوني اين 17ميليون نفر مردم نيستن؟


مردم يعني سرمايه دارها...مردم يعني شيرين عبادي ها..مردم يعني اوناييکه ميرن تو آغوش آمريکا
آره تو نبايد رييس جمهور ميشدي..چون دهانت جلوي مردم 8 متر باز نميشه اما جلوي يک مشت گرگ شعار گفتگوي تمدن ها سر بدي...
مشکل تو اينه که همه فرياد يک ملت رو سر کشورهاي امپرياليستي خالي ميکني..



ببين محمودخان تو نبايد بياي..
چون آمريکا و اسراييل تورو نميخوان..
بايد اونايي بيان که آمريکا و اسراييل واسه اومدنشون لحظه شماري ميکنن....
آهان يادم نيود که آمريکا و اسراييل خوبيه مارو مي خوان..
تو نيا...
بزار اونايي بيان که زمانشون هرروز تو اين مملکت آشوب بود...18 تير....
ما آرامش نمي خواهيم.....پس تو نيا
يادته يه نامه نوشتي به بوش؟
آره يادمه...اما تو خود همين ايران 20000 نفر جواب نامتو دادن...خنده داره نه..؟؟؟...
آره اينا مردمن.اون 17 ميليون نفر مردم نيستن...

تو نبايد بياي...
مگه ماشن مدل بالا داري؟مگه بچه هات رفتن خارج درس خوندن؟مگه مربي آموزش شناي دخترت يه مرد غريبس؟بگو ببينم مگه خونت بالا شهره؟
تو نيا...
مشکلت اينه که مثل يه آدم معمولي رفتي جنگيدي...عکس نداشتي تو جبهه...مثل بعضي ها الان دهانت 8 متر باز نيس که سر اين مردم واسه جبهه رفتن منت بزارن..
تو نيا...چون چند تا طرح بزرگ اقتصادي رو اجرا کردي که دولت سازندگي و اصلاحات جرات اجراشو نداشتن(سهمي بندي...خصوصي سازي..تحول اقتصادي)
واسه چي مي خواي بياي؟
تو نميدوني خدمت کردن به مردم جرمه؟
بزار اونا بيان که مردم عزيز ايرانو يه مشت قابلمه بدست ميدونن..اوناييکه ميگن مردم واسه مرگ موش هم صف ميکشن...
تو واسه چي مي خواهي بياي؟
يادمه يه جا گفتي واسه مظلوميت حسين گريه کنيد نه من...
گفتي حسين..همونيکه اصلاح طلب ها بش ميگن(نعوذ با...) خشونت طلب..
اين همه مردمي که واسه حسين گريه ميکنن مردم نيستن..
چه حرفا ميزني....واسه چي مي خواي بياي؟....
تو چرا ميخواي بياي؟واسه ادامه دادنه راه امام؟همونيکه بعضيا ميگن بياد به موزه تاريخ بپيونده؟
اما خودشون به زباله دان تاريخ پيوستن؟...پس نيا...

تو نيا...بزار اونايي بيان که واسه توهين به مقدسات سکوت ميکنن اما به آب راهام لينکن ميگن شهيد..
راستي محمودخان به من بگو بدانم خانه ات در کجاي جهان است که مي خواهي رييس جمهور شوي؟تو قلب تک تک حق پرستان و مظلومان جهان؟...
خانه ات در کجاي جهان است؟....


+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 9:30  توسط دل |